110.گلهای قشنگم و امید به خدا

وقتی رفتم گلام  رو سپردم به دوستم و اونم زحمت میکشید و هر روز آبشون میداد، اما انگار گلهای من هم مثله من که دلم براشون تنگ شده بود ،دلتنگ من بودن، وقتی اومدم ۲ تاشون کاملا خشک شده بودن ، و وقتی دیدمشون با خودم گفتم اینا دیگه مردن ، قشنگ پیازشون که بیرون از خاکه کامل خشک بود، قبلا با ی گلفروش صحبت کرده بودم و بم گفته بود اگه به این حال بیوفته دیگه گل مرده و ...
اما نمیدونم چرا با اینکه این گلا مرده بودن ننداختمشون و باز با امید بشون آب میدادم ، و به طرز شگفت انگیزی هم اون دو تا که مرده بودن زنده شدن و جوونه زدن و  هم بقیه که  در حال و روز خوبی نبودن چنان برگای زنده و تازه دادن که وقتی میبینمشون پر از شادی میشم .
چنتا عکس از گلدونای عزیزم میذارم اینجا،  میخوام هر کس مثل من احل گل و طبیعته از دیدنشون لذت ببره و در کنارش این رو هم ببینه که همون دستی که زمستون رو میاره و و همه جا رو سردو خشک و مرده میکنه ،همون دسته هم زنده میکنه .همون خدای که روزای سخت رو میاره همون خدا هم روزهای پر از شادی و موفقیت رو میاره ، فقط تنها کاری که میشه کرد اینه که تا اون لحظه که میشه امیدمون رو از دست ندیم و یادمون باشه به خدائی باید تکیه کنیم که همه چیز به دسته خودشه ، همون که اگربه هر چیزی  بگه موجود باش ،موجود میشه . ...
راستی برای اونها که باور دارن میخوام بگم که این گلدونها دقیقن مثلشون تو خونه ی یکی از فامیل های ما هست ، اصلآ خودش ،چون اینی که من دارم از همون گلدون گرفته شده ، اما اون گلدون نه رشد میکنه نه جوونه میزنه ، من به نظرم صرفآ ۲ تا دلیل داره ، یکی اینکه کسی که ازشون مراقبت میکنه با دل و با احساسش این کار رو نمیکنه و دیگه اینکه قرآن براشون نمیخونه ،شاید باور نداره  که قرآن چقدر تاثیر داره ، چرا وقتی من نبودم گلدونم با اینکه همون جا بودن و مثله همیشه هر روز آب داده میشدن اما مردن ؟ چون من نبودم ، چون صدای قرآن کنارشون نبود ،دستای  من که نوازششون میکرد نبودن ...
اگر باور ندارید بگید چرا باید گلهای من در نبوده من بمیرن ؟
وقتی ی گل که مثله ما انسان نیست و فقط ی موجود زندست   این همه به مراقبت نیاز داره دیگه باید بدونیم که آدمها چقدر بیشتر  محتاجن،پس باید خیلی حواسمون تو رفتار با اطرافیانمون جمع باشه ...
دل انسان از ریشه ی اون گل خیلی نازکترو حساس تره، ای کاش وقتی بر میگردیمو زندگیمونو نگاه میکنیم  اثری از شکستنه دلی نبینیم .
 
 
 
 
 
/ 3 نظر / 17 بازدید
شهلا

خیلی لذت بردم از نوشته ات با اجازه من این موضوعو میخوام جای دیگه ای بنویسم

سعید

سلام. از این همه دید و نگرش زیباتون لذت بردم ولی ای کاش ماها باور داشتیم که یکی هست که همیشه نوازشمون میکنه و واسه مون از آیات خودش میخونه تا آروم شیم و جوونه بزنیم و رشد کنیم. امان از دل ماها که این همه لطافت رو حس نمیکنه... .

soha

سلام شیوا جان بیا و یه سری به وبم بزن میتونیم دوستان خوبی بشیم برای هم [گل]